
اعتراف ارتش اسرائیل درباره تغییر رژیم در ایران
دیدگاه غالب در اطلاعات ارتش اسرائیل این است که جنگ نمیتواند تسلط جمهوری اسلامی بر قدرت را تضعیف کند.
به گزارش تجارت ایده آل، ارتش رژیم صهیونیستی این روزها بیش از هر زمان دیگری نسبت به امکان تحقق رؤیای «تغییر نظام» در ایران دچار تردید شده است؛ تردیدی که عملاً یکی از اصلیترین اهداف جنگی بنیامین نتانیاهو را با چالش جدی روبهرو کرده، آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی، علیرغم بمبارانهای سنگین و بیوقفه، توانایی خود را در ایستادگی و حفظ انسجام نشان داده است.
بر اساس ارزیابی منابع آگاه، نگاه غالب در نهادهای اطلاعاتی نظامی اسرائیل این است که این جنگ نهتنها به فروپاشی نظام منجر نشده، بلکه حتی در کوتاهمدت نیز شرایط لازم برای چنین سناریویی را فراهم نکرده است.
یکی از این منابع که به جلسات محرمانه بخش اطلاعاتی ارتش اسرائیل دسترسی دارد، تأکید میکند که حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل، برخلاف تبلیغات اولیه، نتوانستهاند کنترل حاکمیت در ایران را بهطور ملموس تضعیف کنند؛ موضوعی که از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تا امروز کاملاً مشهود است.
این منابع، که برای بیان واقعیتهای میدانی خواستار حفظ هویت خود شدهاند، از شکاف میان ادعاهای سیاسی و واقعیتهای میدانی پرده برمیدارند.
راز زیمت، تحلیلگر پیشین پرونده ایران در ساختار اطلاعاتی اسرائیل، نیز بهصراحت اذعان میکند: «نظام ایران تحت فشار قرار گرفته، اما هیچ نشانهای از فروپاشی، فرار نیروها یا شکاف در ساختار قدرت دیده نمیشود… این نشاندهنده استحکام سیستمی است که طی دههها برای بقا طراحی شده است.»
در همین حال، با عقبنشینی تدریجی دونالد ترامپ از ادبیات تهاجمی و تمایل او به کاهش سطح درگیری، نیروی هوایی اسرائیل ناچار شده تمرکز خود را از رؤیای بیثباتسازی داخلی ایران بردارد و به اهداف صرفاً نظامی محدود کند؛ تغییری که خود نشاندهنده شکست راهبرد اولیه است.
این حملات اکنون عمدتاً بر بقایای زیرساختهای نظامی و دفاعی ایران متمرکز شدهاند. با این حال، حتی افزایش شدت حملات در روزهای اخیر—بهویژه علیه مراکز تولید تسلیحات—نیز نتوانسته تغییری در معادله اصلی ایجاد کند. ادعاهایی مانند هدف قرار دادن فرماندهان ارشد نظامی نیز نتوانسته خللی در عملکرد کلی ساختار دفاعی ایران ایجاد کند.
در واقع، برخلاف هیاهوی رسانهای اولیه، ارتش اسرائیل از همان ابتدا نیز بهخوبی میدانست که تغییر نظام در ایران از طریق حملات هوایی، بیشتر یک خیالپردازی سیاسی است تا یک هدف نظامی قابل تحقق.
یکی از منابع نزدیک به تصمیمگیریهای دولت اسرائیل در اینباره صریح میگوید: «از همان ابتدا روشن بود که این جنگ قرار نیست با یک ضربه تمام شود. تغییر نظام در ایران از همان روز اول هم یک هدف بسیار دور از دسترس بود.»
در چنین شرایطی، برای جبران این شکست راهبردی، پروژههای مخفیتری نیز در دستور کار قرار گرفت. از جمله تلاشهای سازمان جاسوسی موساد برای ایجاد ناآرامی داخلی، تحریک اعتراضات خیابانی و حتی حمایت از گروههای مسلح در برخی مناطق مرزی ایران.
هدف از این اقدامات، کشاندن کشور به سمت بیثباتی و ایجاد شکاف داخلی بود؛ اما این سناریو نیز تاکنون با شکست مواجه شده و نتوانسته آن «انفجار از درون» مورد انتظار طراحانش را رقم بزند.
در همین چارچوب، حملات اولیه جنگ با تمرکز بر ترور و حذف چهرههای کلیدی طراحی شد؛ از جمله هدف قرار دادن رهبر انقلاب در همان ساعات نخست. همچنین شماری از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی ایران نیز در این حملات به شهادت رسیدند.
با این حال، نهتنها این اقدامات به فروپاشی ساختار قدرت منجر نشد، بلکه نشان داد ساختار سیاسی و نظامی ایران بهگونهای طراحی شده که در برابر چنین ضرباتی نیز قادر به تداوم و بازسازی سریع است.
در ادامه، رژیم صهیونیستی تلاش کرد با هدف قرار دادن چهرههایی مانند علی لاریجانی و همچنین نیروهای میدانی در سطوح پایینتر، از جمله نیروهای بسیج، فشار را افزایش دهد. حملات در مناطق غربی و کردنشین نیز با هدف ایجاد شکافهای قومی و تضعیف انسجام داخلی انجام شد.
اما با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز جنگ، اکنون حتی در درون دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل نیز این واقعیت پذیرفته شده که حملات مشترک آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند احتمال فروپاشی نظام ایران را—چه از درون و چه از بیرون—بهطور معناداری افزایش دهند.
در حالی که ترامپ از «پیشرفت سریع» جنگ سخن میگوید، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد: جنگی که قرار بود سریع و قاطع باشد، اکنون به یک بنبست فرسایشی تبدیل شده است.
فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل نیز دیگر از «تغییر نظام» سخنی به میان نمیآورند و صرفاً از «تضعیف» توان نظامی ایران صحبت میکنند—ادبیاتی که خود گویای عقبنشینی از اهداف اولیه است.
با این حال، نتانیاهو همچنان تلاش میکند این شکست را در قالب ادبیات سیاسی پنهان کند و مدعی است که این جنگ صرفاً برای «ایجاد شرایط» تغییر در ایران بوده است. او حتی مسئولیت این تغییر را به مردم ایران حواله میدهد؛ ادعایی که بیش از هر چیز نشاندهنده ناتوانی در تحقق اهداف اعلامشده است.
در واقع، آنچه امروز در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل مطرح میشود، فاصلهای معنادار با شعارهای ابتدایی جنگ دارد. اکنون تغییر نظام نه یک هدف فوری، بلکه به سناریویی بلندمدت و نامطمئن تبدیل شده است—آن هم با این فرض که ایران پس از جنگ تضعیف شود.
با این حال، حتی این ارزیابی نیز با تردیدهای جدی همراه است. چرا که تجربه همین هفتهها نشان داده، نظامی که دههها برای بقا در برابر فشارهای خارجی ساخته شده، بهسادگی فرو نمیپاشد.
یکی از منابع مطلع در جمعبندی این وضعیت میگوید: «فروپاشی یک نظام، یک روند زمانبر است، نه یک اتفاق ناگهانی. اما برخلاف آنچه تبلیغ میشود، هنوز نشانه قاطعی از از دست رفتن کنترل در ایران دیده نمیشود.»
آنچه بیش از هر چیز آشکار شده، شکاف عمیق میان تصورات طراحان این جنگ و واقعیتهای میدانی است؛ جایی که ایران، بهرغم فشارهای بیسابقه، همچنان ایستاده و معادلات طرف مقابل را به چالش کشیده است.
منبع: باشگاه خبرنگاران