
آقای چاوشی، خیل عظیم طرفدارانت را ناامید نکن!
آقای چاوشی، خیل عظیم طرفدارانت را ناامید نکن. این جمله شاید بیش از آنکه هشدار باشد، خواهش است. سکوت همیشه نشانه بیاعتنایی نیست، اما در روزگار شبکههای اجتماعی، سکوت بلندتر از هر فریادی شنیده میشود.
به گزارش تجارت ایدهآل، محسن چاوشی در دو ماه اخیر هیچ علائم حیاتی از خودش نشان نداده؛ جملهای طعنهوار که البته خودمان هم میدانیم معنای تحتاللفظی ندارد. اما مگر میشود یک فیگور اجتماعی در این سطح، تا این اندازه در سکوت باشد؟ وقتی نامت فقط نام یک خواننده نیست و به یک «صدا» برای بخشی از جامعه تبدیل شدهای، سکوت هم خودش تبدیل به موضع میشود؛ موضعی که خوانده و تفسیر میشود.
آقای محسن چاوشی، هستی؟ خیلی نگران حالت هستیم!
ویدیوهای برخی از جانباختگان را گاهی با خواندن آثاری از چاوشی میبینیم؛ یعنی در میان آنها طبیعتاً از طرفداران چاوشی هم بوده است. صدای او، سالها موسیقی پسزمینه لحظههای تلخ و شیرین زندگی مردم بوده؛ از اشکهای شبانه تا امیدهای صبحگاهی. وقتی خانوادهای برای وداع با عزیزش، یکی از قطعات او را انتخاب میکند، یعنی این صدا بخشی از حافظه عاطفی آن خانه بوده است.
او که شهره شهر است به خیرخواهی، آنهمه زندانی آزاد کرده در تمامی ادوار، آنهمه بیسروصدا دست گرفته و گره باز کرده، حالا چرا اینقدر دور به نظر میرسد؟ تناقض میان «چاوشیِ کنشگرِ خیّر» و «چاوشیِ ساکتِ این روزها» همان چیزی است که ذهن مخاطب را درگیر کرده است.
آقای چاوشی، خیل عظیم طرفدارانت را ناامید نکن. این جمله شاید بیش از آنکه هشدار باشد، خواهش است. سکوت همیشه نشانه بیاعتنایی نیست، اما در روزگار شبکههای اجتماعی، سکوت بلندتر از هر فریادی شنیده میشود. این سکوت از فیگورت کم میکند، اضافه نمیکند؛ دستکم در نگاه بخشی از همان مردمی که سالها با صدایت زندگی کردهاند.
شاید او پاسخی داشته باشد، شاید هم سکوت را پاسخ بداند. اما یک چیز قطعی است: وقتی هنرمندی به تراز «صدا»ی یک نسل میرسد، جامعه از او فقط ترانه نمیخواهد؛ نشانه میخواهد، حتی اگر آن نشانه، فقط یک جمله کوتاه باشد.
منبع: برترین ها